تبلیغات
به سوی آینده - مطالب Best (بهترین مطالب من)
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ناامیدی رو دوست دارین؟

خوب من از جایی میام که زندگی کردن ارزش بقای خودش رو هم از دست داده. جایی که زنده موندن خودش به تنهایی خفت باره.

انسان ها بطور معمول امیدوار به بقا هستن و شما نمیتوانید به سادگی امیدشان را بگیرید. تخم ناامیدی برای رشد نیاز به زمان داره و وای به ناامیدی که اندازه ی درختی رشد کرده. بسیار سخت و زمانبر خواهد بود ریشکن کردنش اما ارزشش را دارد. زمان بسیار میبرد ولی خوشا به باغبانی که باغش عاری از ناامیدیست. چنان اراده ی فولادینی خواهد داشت آن باغبان که هزار مرد توان مقابله با اورا نخواهند کرد.

از کودکی همیشه برام سوال بود که اراده چیه؛ درواقع میدونستم اراده چیه ولی نمیدونستم از کجا میاد و میخواستم بدونم چطور میشه بیشترش کرد تا اینکه چیزی رو فهمیدم. اراده نتیجه ی امیده.

سوال اینجاست. امید، خالصه و بطور مطلق وجود داره پس ناامیدی چیه؟ این دقیقا چجور بیماری هست؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : تجربیات (خاطرات)، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 خرداد 1396
-ساعت 14:31-
سلام.
یه سرویس وبلاگدهی تازه پیدا کردم. تازه کاره ولی 1 سالی میشه که از عمرش میگذره. خیلی عالیه و نمیخوام بیشتر از این دربارش بگم. اگه اسمش رو بگم احتمالا حرفه ای های وبلاگنویسی بشناسنش ولی حداقل الان نمیخوام معرفیش کنم. به هرحال. فقط میخوام یه بررسی کوچیکی رو برای خودم انجام بدم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مسیر، مقدمه ها (درباره ی خودم)، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 16 مهر 1395
به هر حال و به هرشیوه فقط جلو میرم. میدونین. گاهی با خودم میگم کاش اینجا خودمو با اسم مستعار معرفی میکردم تا اگه یه روز آدم معروفی شدم برام دردسر نشه ولی خوب میدونم که مهم نیست چون فقط کافیه آدم معروفی نشم. همین. البته من هرگز از شهرت فرار نمیکنم ولی میشه یه کاری کرد که کسی اینجا نیاد. جدای از اون، من فقط کافیه همین الان اسممو عوض کنم. کسی که نمیره اولین پستمو بخونه ببینه که من واقعا کی هستم. به هر حال. الان این چیزا مهم نیست. فقط باید جلو رفت، به هر شیوه ای که شده چون چاره ی دیگه ای نیست.

ادامه مطلب


نوع مطلب : مقدمه ها (درباره ی خودم)، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 11 مهر 1395
سلام. صبح بخیر.
یه چند روزی بود که از دنیای واقعی فاصله گرفته بودم و به کل تمام رویداد ها و برنامه هامو فراموش کرده بودم. به طور کلی این خوب نیست ولی در رابطه با من، این قضیه فرق میکنه. توی دنیای توهمات حسابی جاتون خالی بود. کلی فشار و استرس رو تحمل کردم و الان حسابی آماده ی آماده ام برای دنیای کسل کننده ی خودمون. میدونین من از چی ساخته شدم؟ از همین تخیلاتی که هیچ کس بهشون بها نمیده و باور نمیکنه و قشنگیش هم همینه. دنیای تخیلات گاهی تحملش از دنیای واقعی سخت تره و آدم رو آماده میکنه برای شرایط سخت. اگه بهم نیاز نداشتین تا ابد توی توهمات میموندم ولی خوب میدونم که بهم نیاز دارین و درست نیست تنهاتون بزارم. بهتون مدیونم، بابت این دنیا و این زندگی و تمام چیزایی که دارم.
خیلی خوب بیا شروع کنیم. من آماده ام.




نوع مطلب : لاگ (ثبت رویداد)، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 6 مهر 1395

سلام.

امروز (شاید هم از دیشب شروع شده) یکم گیج شدم و نمیدونم چیکار کنم و انگار تاریخچه ی ذهنم رو پاک کردن. بزارین از دیروز شروع کنم.

-الان ساعت تقریبا 20 دقیقه به 5 بعد از ظهر سه شنبه 23 شهریور 1395 هست.-



ادامه مطلب


نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، برنامه های کاری، دیگران، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 23 شهریور 1395
- این متن در ساعت 22:29 ی روز جمعه 12 شهریور 1395تایپ شده است-
سلام.
یکم فکر میکنم. میخوام یکم از اون حرف های طولانی و نیمه تاریک (یا شاید هم تاریک) بزنم. امروز عصر به بعد یا بهتره بگم امشب، دوباره کمی به حالت کابوس نزدیک شدم (کابوس چیه؟) ولی کم کم دارم یاد میگیرم که چطور ازش پیشگیری کنم. میدونین قبلا هم بارها و بارها با این حس مواجه شده بودم (تنهایی و بی توجهی) ولی خوب اون بار (همین چند روز پیش که مطلب "کابوس" رو نوشتم.) دیگه داشت منو میکشت. میدونین. معمولا وقتی این حس بهم القا میشه که ناگهان دورم شلوغ میشه و خوب وقتی من میبینم که دیگران باهم خوش و بش میکنن و من نمیتونم توی گفتوگو ها و بحث هاشون شریک بشم (حالا به هر دلیلی) احساس تنهایی میکنم. از این حس متنفرم. میدونین وقتی خوب میبینم که من هنوز همون بچه ی 10 سال پیش هستم و هیچ چیز عوض نشده. شاید دنیایی که من توش زندگی میکنم یکم پسرفت داشته و دنیام یکم تاریکتر شده باشه ولی من هنوز همون پسر بچه ام.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مسیر، مقدمه ها (درباره ی خودم)، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 13 شهریور 1395
سلام.
میدونین. یه مدت شده که دیگه اعتقادم رو نسبت به تغییر از دست دادم. کم کم فهمیدم که انسان ها تغییر نمیکنن. درواقع هیچ چیز توی دنیا تغیر نمیکنه. انسان ها نه تغییر میکنن و نه چیزی رو از دست میدن، اون ها یا درواقع ما تکامل پیدا میکنیم. گاهی بنظر میرسه تغییر کردیم و موجودات بهتر یا گاها بدتری شدیم ولی درواقع ما همون افرادی هستیم که قبلا بودیم، فقط یه چیزای جدیدی رو فهمیدیم و بدست آوردیم که باعث شده عملکردمون بهتر یا بدتر بشه. ما نمیتونم عادت های بد رو از دست بدیم. یه انسان که به عنوان مثال معتاد شده (اینترنت، سیگار ویا هرچیزی) و ترک کرده بیشتر از فردی که هرگز اعتیاد پیدا کرده مستعد اعتیاد دوباره هست مگر اینکه...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مسیر، مقدمه ها (درباره ی خودم)، موفقیت، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 شهریور 1395
سلام.
بعضی ها طلا هستن، با ارزش و نرم.
بعضی نقره، زیبا و با ارزش در رتبه ی دوم.
بعضی ها هم سرب، قدرتمند هستن ولی میتونن سمی هم باشن.
عده ای هم آهن، با ارزش نیست ولی محکم ان.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دیگران، مقدمه ها (درباره ی خودم)، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 22 مرداد 1395
سلام.
بعضیا خیلی باحالن. چند سال پیش توی مدرسه، یکی از دوستای خوبم که نسبتا مذهبی هم بود، اومد پیشم و شروع کرد به بدگویی از یکی از معلما که خوب من هم تقریبا باهاش موافق بود ولی بهش گفتم که غیبت نکنه، جوابش این بود: خوب حقیقته.
میدونین. چند بار دیگه هم دیدم که یکی یه ماجرایی رو تعریف میکرد و دیگری گفت که این حرفا خیلی خوب نیست که اینجا بزنی ولی اینبار هم جواب این بود: خوب حقیقته.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دیگران، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 17 مرداد 1395
سلام.
میدونستم داستان هایی که میخونم و انیمیشن هایی که میبینم تخیلی هستن و یه جاهاییشون هم خالی بندیه ولی بعد که خوب به افراد دور و برم نگاه کردم فهمیدم بیشتر از اونی که فکر میکردم از واقعیت دور شدم. آدمایی که دور برم هستن نه مثل توی فیلما حرفاتو میشنون، نه متوجهشون میشن و نه درکت میکنن. آدمای واقعی هیچ جوره تحت تاثیر قرار نمیگیرن. مهم نیست چقدر براشون حرف بزنی، باز کار خودشون رو میکنن. حاضر نیستن یک ذره به خودشون شک کنن و حرف تورو باور کنن. وقتی به شکلی کاملا جدی باهاشون وارد بحث میشی با کلی سفسطه و استدلال شبه منطقی قانعت میکنن که حق با خودشونه و اشتباه نمیکنن؛ وقتی از بحث خارج میشی و یکم به حرفاشون فکر میکنی میبینی هنوز همون مشکلات پا برجاست و هیچی تغییر نکرده، هیچی. برای گاو سخنرانی کنی میفهمه. شرط میبندم که اگه این نوشته هارو بدم به همین افراد بخوننش به سرعت متوجه میشن که با اونا هستم ولی نمیدونم چرا وقتی این قبول دارن باز عصبانی میشن و باز هم هیچ تکونی به خودشون نمیدن.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دیگران، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 12 مرداد 1395