تبلیغات
به سوی آینده - مطالب الان (گزارش موقعیت)
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
درود.
مقدمه ای برای گفتن ندارم و خود مطلب روهم ترجیح میدم تو ادامه مطلب بنویسم. بخاطر طولانی بودنش میگم. فقط میگم که گزارشیه از این روزهام.


ادامه مطلب


نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 خرداد 1396
سلام.
میخواستم نوشته ام رو با جمله ی معروف "چه خبر" شروع کنم اما دیدم جمله ی آزار دهنده ای و من هم فقط روی زبونم افتاده. به هرحال.
خیلی وقته نبودم. تقریبا از اوایل آبان سال پیش. البته مطالب اسفند و فروردین رو نادیده گرفتم. میدونین چی شد که دوباره اومدم؟ درواقع اومدم دنبال یکی از جمله های قدیمیم که یه جورایی به حال و هوای این روزام جوره.
"بارها و بارها و بارها شکست میخوریم، خسته میشویم و فرار میکنیم اما شکست پایان نیست و فرار به معنی تسلیم شدن نیست."
حالا به زودی میگم که حال و هوام چجوریه.


ادامه مطلب


نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 22 اردیبهشت 1396
سلام.
چقدر امروز خسته ام. ساعت 6:15 هست. آره صبحه و هنوز هوا تاریکه. الان تهرانم. بیرجند این ساعت هوا رو به روشنی میره. ساعت 4 بیدا شدم. دیشب زود خوابیدم و امروز هم راحت بیدا شدم. 5 و نیم نشده بود که برای برنامه ی دو بیرون رفتم. برنامه ی دو شامل هر روز یا هر 2 روز حداقل 400 متر دویدن میشه که البته کمی تکامل پیدا کرد و به طور خلاصه اسمش رو گذاشتم Li که الان علاوه بر دویدن کمی تمرین های غیر هوازی مثل دراز و نشست هم اضافه کردم بهش. تقریبا یکی، دو هفته ای (شاید هم بیشتر) میشه که این برنامه رو شروع کردم و به کمی دست و پا شکسته دارم ادامه اش میدم. امروز تا قبل از دویدن و حتی توی کوچه و خیابون هم که داشتم به سمت نقطه ی شروع میرفتم بنظرم نیروی کافی رو داشتم ولی همین که دویدن رو شروع کردم حسابی خستگی به سراغم اومد. حتا موقع دراز نشست تو دور اول (که بیشترین تعداد رو میرم) فقط 20 تا رفتم و این درحالی هست که روز اولی که شروع کردم 30 تا رفتم. البته بعدش به همین مناسبت ماهیچه های شکمم تا 3 روز (حتی بیشتر) درد میکرد و دفعه ی قبل از امروز که پریروز بود، دور اول رو تا 25 تا رفتم. جالبه. به جای اینکه بیشتر بشه کمتر میشه. البته تو دویدن تجربه ای مشابه رو دارم. وقتی شروع کردم. هر روز که ادامه میدادمش خسته تر میشدم ولی بعد یه مدت که ولش می کردم دفعه ی بعد سریعتر بودم و بیشتر میرفتم. جالبه و کمی هم (فقط کمی) پیچیده هست. الان هم یکم خسته ام. به هرحال. فعلا بدرود.




نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 12 اسفند 1395
سلام.
بعد شش روز دوباره اومدم مطلب بزارم. شش روز وقفه ی طولانی هست حتا با اینکه استانداردم 1 مطلب در هر هفته هست. فردا یا بهتره بگم تا ساعاتی دیگه وارد هفته ی 31 ام سال میشیم. یعنی تقریبا 22 هفته و 3 روز دیگه تا پایان امسال که خوب خلاصه اش میکنیم به همون 22 هفته. خیلی نیست هرچند توی همین 22 هفته خیلی کارا میشه کرد. به هر حال. خوب برنامه چیه؟ صبر. نه جدی میگم. یادتونه میگفتم جلو میرم چون چاره ی دیگه ای ندارم. الان هم جلو میرم اما فکر میکنم بهتره بیخود زور نزنم و صبر کنم و آرام تر قدرم بردارم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 23 مهر 1395
سلام و صبح بخیر.
-ساعت 09:09 روز سه شنبه 13 مهر 1395-
یه مدت شده بود که دوباره دچار تنبلی شده بودم و کار هارو لفت میدادم؛ با این که قرص هایی که پزشک تجویز کرده بود تموم شد و دو روزی میشه که دوباره، دو یا همون به اصلاح ورزش رو شروع کرده بودم. دیشب یکسری از کارای امروزم رو لیست کردم و تمصمیم گرفتم غیر از برنامه کار دیگه ای رو انجام ندم. امروز کتاب روانشناسی تنبلی رو شروع میکنم و دوباره میخونمش تا هم در حین خواندن تمرین های تند خوانی رو روش پیاده کنم، هم 1 ساعت کتاب خونده باشم و هم بتونم دوباره روش های رفع تنبلی رو که بخاطر نسپردم رو مرور کنم. آره میخوام کم کم تندخوانی رو هم شروع کنم. البته هنوز شروع به رفتن کلاس نکردم ولی از منابع رایگان چندتا تمرین تونستم کش، نرم افزار تندخوانی شاپرک رو هم سفارش دادم و البته الان دارم از نسخه ی دمو ی برنامه استفاده میکنم که رایگان هست و منتظرم، منتظر که نه ولی خوب وقتی نسخه ی اصل برنامه به دستم برسه حتما جایگزین نسخه ی دموی برنامه میکنمش. به هر حال و به هر شیوه، فقط جلو میرم و هرکاری که بتونم برای جلو رفتن میکنم. دنبال موفقیت و ثروت نیستم. حقیقتا بودم ولی الان دیگه حتی یادم نمیاد این ثروت و موفقیت رو برای چی میخواستم و نمیخوام هم درموردش فکر کنم. فقط میخوام جلو برم چون چاره ی دیگه ای ندارم. خوب من برم برای صبحانه. بدرود.




نوع مطلب : مسیر، الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 13 مهر 1395
سلام.
بزارین یکم فکر کنم. یه برنامه ی پایه دارم شامل ورزش و صبحانه و بهداشت میشه که بخاطر پام به تعویق افتاد که البته به پزشک مراجعه کردم و با قرصی که تجویز کرد امید دارم تا پس فردا که قرص ها تموم میشه پام هم خوب باشه و بتونم دوباره بِدُوَم و در نتیجه بقیه ی برنامه هم از جمله صبحانه و بهداشت درست بشن.
برنامه ی دیگه ای که دارم ولی هنوز آماده نشده و داره دوران برنامه ریزیش رو میگذرونه ماله 6 قدرت هست که یکم پیچیده هست ولی خوب داره به آرامی تکمیل میشه و میدونم که به شدت به برنامه ی پایه نیاز داره تا بتونه در طول دوران عملیاتیش دووم بیاره.
یکسری برنامه های دیگه هم هست خیلی مهم نیستن و با این که ممکنه با برنامه های اصلیم تناقض پیدا کنن ولی میشه یه کاریشون کرد مثل مستقر شدن در تهران یا چیزای دیگه که ترجیح میدم فعلا چیزی ازشون نگم.




نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، برنامه های کاری، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 10 مهر 1395
سلام.
-میدونم یا هیچی از حرفام نمیفهمین یا عوضی برداشت میکنین-
یه سوال. بنظرتون استقلالم رو گسترش بدم؟ نیاز دارم به یکی که حداقل برای مسایل پزشکی و درمانی کمکم کنه. تا به حال تنهایی به پزشک مراجعه نکردم و شاید حالا وقشه که خودم به تنهایی وارد عمل بشم. فکر کنم باید همین کار رو انجام بدم. وابستگی به دیگران فقط مایه ی عذابه. برنامه ی دو لغو شد به دلیل درد در ناحیه ی پشت ساق پای راستم. من روی سلامتی خودم ریسک نمیکنم. میدونم که هیچکس وقت و حوصلشو نداره در این مورد به من کمک کنه و باید خودم به تنهایی قدرتش رو کسب کنم. راستی یه زمانی هم قرار بود دندونام رو ارتودنسی کنم (به اصرار پدرم) ولی میدونین از کی هست که این تنبلی (اهمال کاری) این کار رو عقب انداخته.
به نظرتون فوق العاده نیست؟ این که من واقعا هیچکس رو ندارم که یا بهم کمک کنه یا قدرتش رو بهم بده. در اینجا تنها یک چیز معنی پیدا میکنه: خودخواهی. بخاطر خودم و نه هیچکس دیگه اینکار رو انجام بده. به این تابستون که بهتره بگم این 1 یا 1.5 ماه گذشته که نگاه میکنم، میبینم که باید خودخواهتر میبودم. بخاطر غیرخواهی (متضاد خودخواهی) هایی که انجام دادم چقدر به خودم و حتی دیگران لطمه زدم.
اما الان. نمیدونم چی کار کنم. نه اتفاقا خیلی هم خوب میدونم باید چیکار کنم. همین. بدرود.




نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 27 شهریور 1395
سلام.
الان به شدت خسته ام (خوابم میاد) و فقط میخوام مطلب امروز رو به علاوه برنامه ای که دیروز نا کامل موند رو بزارم و کاملش کنم.
اول این که به برنامه ام سحرخیز ی رو هم اضافه کردم و از این به بعد هر روز که ساعت 4 بیدار بشم 2 امتیاز میگیرم و هر روز که بیدار نشم 2 امتیاز از دست میدم.
با یکی از بزرگان (<= الکی مثلا) صحبت کردم و قرار شد اون با اون شخص صحبت کنم و پیگیر کارهام باشه و کمکم کنه ولی هنوز یه نفر دیگه هست که فکر میکنم بهتر میتونم روش تکیه کنم و به زودی سراغ اون شخص دوست داشتنی هم میرم. همین. کاری ندارین؟ بدرود.




نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 شهریور 1395

سلام.

امروز (شاید هم از دیشب شروع شده) یکم گیج شدم و نمیدونم چیکار کنم و انگار تاریخچه ی ذهنم رو پاک کردن. بزارین از دیروز شروع کنم.

-الان ساعت تقریبا 20 دقیقه به 5 بعد از ظهر سه شنبه 23 شهریور 1395 هست.-



ادامه مطلب


نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، برنامه های کاری، دیگران، Best (بهترین مطالب من)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 23 شهریور 1395
سلام.
الان 7:37 صبحه پس صبح بخیر. دیروز رو نشد مطلب بزارم. یکم نسبت به روزای معمولی درگیر تر بودم ولی نمیخوام بهونه بیارم پس ترجیح میدم به یه عذر خواهی از خودم بسنده کنم (نپرسین چرا خودم چون همون مطالب پریروز هم بدون خواننده باقی مونده که خوب خیلی اهمیتی هم نداره).


ادامه مطلب


نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 18 شهریور 1395