تبلیغات
به سوی آینده - اولین قانون
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام.
به شدت دچار انباشتگی اطلاعات شدم و واقعا نمیدونم که چیکار کنم. یه خواسته ای دارم و همچنین یه برنامه هایی مثل همون "یا الان، یا هیچوقت." اما مشکل اصلی اینجاست که واقعا نمیتونم هیچ کاری کنم. میدونین من کاملا آزادم و تقریبا هرکاری میتونم انجام بدم، بدون محدودیت. مشکل همینجاست که من هیچ پایه ای ندارم. محدودیت ها مثل دیوار یا مانع میمونن؛ همونطور که سرعتمونو پایین میارن اگه درست ازشون استفاده کنیم میتونن تقویتمون کنن. ما محدودیت هارو برمیداریم ولی از اونجایی که به موانع احتیاج هم داریم برای زندگیمون قوانین میزاریم. قوانین مثل نردبان میمونن. من واقعا هیچ عادت و محدودیت و قانونی نداشتم. هروقت میخواستم میخوابم و هروقت بخوام میرم مسافرت و تا هفته ها هم نمیرفتم حمام، آرایشگاه هم همچنین. یعنی رها به معنای واقعی.
برای شروع، امروز اول قانون رو گذاشتم. هروز میرم حموم. مهم نیست کجا و چطور و با چه امکاناتی، هر طور که شده باید برم حموم. مثلا امروز که میخواستم برم، بین لباسامشلوار پیدا نکردم و حوله هام هم کمی کثیف بودن و میخواستم بندازمشون توی لباسشویی ولی با این حال رفتم؛ با شلوار قبلیم و همون حوله های یکم کثیف. میدونم الان پیش خودتون چی فکر میکنین ولی خوب بالاخره باید به قوانین احترام گذاشت؛ اللخصوص قوانینی که خود آدم میزاره.




نوع مطلب : مسیر، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 14 مرداد 1395
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:11 قبل از ظهر
Hi there every one, here every person is
sharing these know-how, thus it's fastidious to read this weblog, and I
used to pay a quick visit this blog all the time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر