تبلیغات
به سوی آینده - درد
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام.
همیشه از درد میترسیدم. بزرگترین دشمن منه و همیشه هم شکستش دادم. هیچ وقت
یاد نگرفتم از درد فریاد بزنم یا گریه کنم. واقعا نمیدونم چیکار کنم. همیشه با خونسردی سعی میکنم علتش رو برطرف کنم و اگر هم نمیشه کاریش کرد اینقدر به خودم میپیچم تا آروم بشه ولی همیشه از درد هایی که نیاز به صبر دارن میترسم. کاش یه راهی برای راحت تر تحمل کردنشون بود.
.
اینقدر راحت به ضعف های خودم اعتراف میکنم انگار دروغ میگم. یه آدم عاقل میدونه اعتراف کردن به ضعف ها خطرناکه چون دیگران میتونن بر علیه خود آدم ازشون استفاده کنن ولی چند نکته درمورد من وجود داره.
اول اینکه من فعلا دشمنی ندارم و آدم دشمن تراشی هم نیستم. بیشتر ترجیح میدم دشمن ها و افراد مخالف رو به کیش خودم دربیارم و توی این کار، کم و بیش واردم.
دوم من به ضعف خودم اعتراف میکنم چون میخوام تبدیلشون کنم به ضعف های سابق.
Power
این مشت رو میبینین. این یه نماده. یه نماد برای هدفم. در حال حاضر هدفم قوی شدنه. قدرت یعنی بدون ضعف. من تا به قدرت نرسم زندگیم آغاز نمیشه. فکر میکنین من الان کیم. یه کسی درست مثل بقیه و حتی کمی هم پایینتر. اصلا آدم مهمی نیستم. حتی به اندازه ی بقیه ی هم ارزش ندارم.




نوع مطلب : مقدمه ها (درباره ی خودم)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 13 مرداد 1395
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر