تبلیغات
به سوی آینده - منِ بد
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سلام.

میخوام یکم از خودم بگم، برای خودم. میخوام حرفایی رو که با خودم میگم رو، یکمش رو اینجا بنویسم.

میدونین. من کودکی سختی نداشتم البته اگه به دید خودم بهش نگاه کنم. خیلیارو دیدم که مشکلاتشون از من بدتر و بیشتر هست. خیلیارو دیدم که مظلوم تر از من هستن ولی گاهی که از بیرون به خودم نگاه میکنم دلم برای خودم میسوزه. من درست زمانی به دنیا اومدم که خانوادم (از هر دو طرف) ضعیف شده بودن. شاید اگر 10 سال زود تر یا 5 سال دیر تر به دنیا میومدم اوضام بهتر بود ولی میدونین همین باعث شد من یکسری عقده و خواسته های بی پاسخ پیدا کنم که خوب الان که مدت ها از اون دوران سخت کودکیم میگذره این عقده در من حل شدن و خوب من الان دیگه یه آدم عقده ای نیستم ولی یکسری تمایلات بد در من شکل گرفته، یکسری آسیب های روانی که هیچ کس جز خودم متوجهشون نشده. خانواده ام فکر میکنن من یه ناز پرورده ام که هرچی رو که میبینه میخواد، با اینکه نزدیک 18 سال سنمه. هرچند خودمم حس میکنم هنوز بزرگ نشدم. هنوز همون بچه ی 11 سال پیشم. هنوز خجالتی ام، کارتون و انیمیشن رو به فیلم ترجیح میدم، تمایلی به چای و قهوه ندارم، عاشق شکلاتم، الکی سرخوشم، زود بهم برمیخوره، عصبانی نمیشم (عصبانیتم خیلی کوتاهه) و در نهایت هرچی رو که میبینم میخوام.

بزاین برگردیم به همون نیمه ی تاریک زندگیم. همون کودکی که دلم برای خودم میسوزه و همون تمایلات بد. میدونین اگه دیگران به حرفای صادقانه ام گوش بدن (ترجیح میدم بجای اینکه صادق باشم اون چیزی رو بگم که دیگران میخوان بشنون) بنظرشون حرفام خیلی منفی و نا امیدانه هست اما من فقط به جای اینکه نیمه ی پر لیوان رو ببینم ترجیح میدم بخش خالیشو ببینم، دلیلش هم سادست چون یه لیوان پر رو فقط میشه خالیش کرد ولی یه لیوان خالی رو میشه پر کرد و چون دیگران باور ندارن که میشه پرش کرد بنظرشون من یا منفی نگرم یا امید الکی دارم و سرخوشم درحالی که من فقط میخوام همه چیز رو درست کنم، همین. خوب میدونین.

این یکی از تمایلات بده منه. خیلی چیزای بدتر هم هست خوب بعضیاش رو جرعت نمیکنم به هیچکس بگم.

یکی دیگه از تمایلات بد من اینه که عاشق تمام آدما و شخصیت های بدم غیر از افرادی که باهاشون دشمنی دارم. جدای اینکه همیشه توی کارتون ها و انیمیشن ها طرف آدمای بد رو میگرفتم با اینکه میدونستم که آخرش شکست میخورن، در بین شخصیت های واقعی میتونم از "آدولف هیتلر" و "مغول ها" نام ببرم. بنظر من اینا آدمای بدی نبودن اما خوب باز از اونور با "ناپلیون بناپارت" و "ولادیمیر پوتین" دشمنی دارم دلیلش هم بخاطر صدماتی هست که به سرزمینم وارد کردن. حتما با خودتون میگین که خوب مغول ها هم زمانی به ایران حمله کردن و من اینجا بهتون میگم که مغول ها در اون زمان یه قوم وحشی بودن که اومدن و کشتن و تحت تاثیر فرهنگ و دانشمندان ایرانی تغییر کردن و ما هرگز نمیتونیم گرگ هایی رو که به یک گله حمله میکنن رو سرزنش کنیم، چوپان باید از گله اش محافظت کنه و درمورد هیتلر هم میتونم بگم که بزرگ ترین اشتباه هیتلر این بود که شکست خورد. یه جوری میگن هیتلر کلی آدم کشت انگار متفقین با اسراشون خوب رفتار میکردن. بهش میگن جنگ و جنگ با هیچکس شوخی نداره، حالا کاری هم ندارم که بعضی از تمدن ها بلد بودن با شرافت بجنگن ولی شرافت توی جنگ معنا نداره. شک نکنین اگر هیتلر (متحدین) پیروز شده بود جدای اینکه که الان همه از او به عنوان یک قهرمان یاد میکردن و دنیا صلح بیشتری داشت. نه ایران به دست اوباش میوفتاد، نه داعش و طالبانی ساخته میشد و نه خیلی از اتفاقات بد دیگه میوفتاد.

میبینین، برای یه آدم خوب شدن لازم که کارهای خوب بکنین یا افکار خوبی داشته باشین؛ تنها کافیه موفق بشین و به هدفتون برسین، اونوقته که دیگران شمارو میپرستن. به

از رسانه ها متنفرم چون اخبار رو ناقص و با برداشت های خودشون تحویل مردم میدن. راحت اونی رو که میخوان بد میکنن و اونی رو که میخوان خوب. بزارین صادق باشم. نه دونالد ترامپ آدم بدیه و نه رهبر های دیکتاتوری مثل کره ی شمالی. بیاین قبول کنین که یه دیکتاتور خوب بهتر از یه رییس جمهور مزخرفه.

میدونم خیلیا با این حرفا از من متنفر میشن و فکر میکنن که من یه آدم بد هستم و حق هم دارن چون واقعا من یه آدم بد هستم. میدونین، از کودکی میدونستم که من با تبدیل به بهترین انسانی که آفریده شده میشم و یا هم بدترین نشون و فاصله ی بین بهترین و بدترین هم کمتر از یک قدم و یک تفکر هست. چند رو پیش یه آدم خوب بود ولی الان نه، شاید فردا دوباره یه ادم خوب شدم. هیچکس از آینده خبر نداره.





نوع مطلب : مقدمه ها (درباره ی خودم)، مسیر، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 11 مرداد 1395
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر