تبلیغات
به سوی آینده - الان ۱۶:۵۵
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
درود.
مقدمه ای برای گفتن ندارم و خود مطلب روهم ترجیح میدم تو ادامه مطلب بنویسم. بخاطر طولانی بودنش میگم. فقط میگم که گزارشیه از این روزهام.
عرضم به حضورتون که هفته ی پیش (یا پیشش) بود که در دوره ی استادی مجموعه ی +۱ (بیشتر از یک نفر) ثبتنام کردم، قول دادم روزی ۳ ساعت براش وقت بزارم و بسته ی پیش مطالعه رو دریافت کردم. شروع خوبی داشتم ولی میدونستم ادامه‌ام ممکنه به همون خوبی باقی نمونه. شروع کردم دنبال یکی بگردم تا کارام رو پیگیری کنه زیرا همون موقع ها بود که شنیدم برای اینکه درصد موفقیتمون رو به صد نزدیک کنیم نیاز به یک مربی داریم که البته اینجا منظور از مربی لزوما کسی هست که هُلمون بده. همون روز های آغازین بود که یکی از دختر‌عمه‌هام رو برای اینکار استخدام کردم و از اون روز ایشون هر‌روز بهم زنگ میزنن و کارهام رو یاد‌آوری میکنند. خوب، اوضاع فعلا مساعد اما نسبت به روز های آغازین بنظرم کمی اُفت داشتم، فقط کمی ولی تجربه نشون داده که کمی افت در دراز مدّت بشدّت خطرناک خواهد بود، از همین رو لازم میبینم که از حالا وضعیت رو ترمیم کنم. با کمی تفکر و بررسی به این نتیجه رسیدم که یکی از دلایل افت انگیزه در انجام دادن کارها، واضع نبودنشون هست و مورد دیگری هم که بنظرم لازمه ذکر کنم اینه که کارها لازمه که بصورت مرحله‌ای برنامه‌ریزی بشوند ونه به صورت زمانی؛ دقیق‌تر یعنی اینکه ۲۰ دقیقه مطالعه معنی نداره ولی مطالعه‌ی یک فصل چرا.
بیشتر از این دیگه حوصله‌ام نمیکشه و بدرود.




نوع مطلب : الان (گزارش موقعیت)، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 خرداد 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر