تبلیغات
به سوی آینده - از روی سایه نمیشه قضاوت کرد
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام.
دنیایی که من توش زندگی میکردم یه دنیای مریض بود. افرادی که اونجا به عنوان بزرگتر، والدین یا سرپرست هامون میشناختیم به شدتت دچار مشکلات روانی و درونی بودن. البته جوری نبود که بشه به طور معمول دید و حتما باید باهاشون زندگی میکردین تا متوجه مشکلات و کمبود های درونیشون بشین.  به مانند کودکانی بودند که میخواستن کودکان خودشون رو (که من هم یکی از اون ها بودم ) بزرگ کنند. در اون زمان من هم به شدت دچار مشکلات درونی شدیدی بودم که به مرور زمان کم کم فهمیدم چه به سرم اومده. مشکل اینجا بود که اون ها این مشکلات و کمبود های روانی من رو قبول نمیکردند و این مثل این بود که بیشتر من رو زیر سوال ببرند. بنظرم چون خودشون سال ها این مشکلات رو تحمل میکردند، گمان میکردند که این ها طبیعی هست و باید باهاش کنار اومد و به مرور زمان حل میشه.
هیچ گذشته ای وجود نداره. تمام این ها تا همین دیروز داشت خودش رو نشون میداد.گاهی، وقتی از بیرون به خودم نگاه میکنم و میبینم چه به سرم اومده دلم برای خودم میسوزه ولی گمون نکنم کسی غیر از خودم من رو از بیرون ببینه. درواقع فقط سایه ام رو میبینن، به طرز احمقانه ای. هیچ بیرونی برای من وجود نداره؛ ترجیح میدم فکر کنم یه نقطه ی روشن هستم تو یه هزار توی خاکستری. دیگران فقط NPC ا (nonPlayingCharacter)  های این بازی هستن. چون واقعا هم همینطوره. دیگران فقط در دیالوگ هاشون بهم اهمیت میدن و منطقی هم هست (با منطق من)؛ چرا باید نگران من باشند؟ البته این باعث میشه با کمترین توجهی از طرف دیگران جذبشون بشم و درخواستشون رو برآورده کنم که خوب باز هم کسی توجهی نداره! چرا باید توجهی داشته باشه. مگه... بحث به بیراهه کشیده شد. خلاصه این که اینجا همه روانی ان و من بدتر از همه هم من دچار این مشکلات هستم. وحشتناکه.




نوع مطلب :

لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 11 فروردین 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر