تبلیغات
به سوی آینده - 151
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام.
میدونین. یه بار گفتم که من دنبال حقیقت نیستم و فقط میخوام کاری رو که دوست دارم انجام بدمولی دیروز یه اشتباهی رو انجام دادم که خوب شاید هم اشتباه نبود ولی من به سراغ حقیقت رفتم و الان حسابی داغون داغونم. میدونین. مشکل اینجاست که پیدا کردن حقیقت خیلی سخت و طولانی و باید  از دروغ های زیادی عبور کنی و من هم الان به جایی رسیدم که نمیدونم واقعا چی درسته و چی اشتباه. دیگه هیچ اطمینانی ندارم. اینو میدونستم باز به سراغ تاریخ رفتم. میدونستم که اگر به گذشته ی پر افتخارمون سفر کنیم از تاریخمون متنفر میشیم ولی باز رفتم و تاریخ خوندم. البته اونقدر ها هم بد نشد. بالاخره یه روز دنبال این داستان ها میرفتم ولی مشکل اینجاست که ذهنم داره قضاوت میکنه و این خیلی برام عذاب آوره. تاریخ یه دروغه، یه داستان که توش دروغ و حقیقت باهم ترکیب شدن و تاریخ رو نباید قضاوت کرد ولی خوب نمیتونم جلوی این نفرتی رو که ایجاد میشه رو بگیرم. باور نکردنشون سخته. میدونین. باید این داستان هارو پاک کرد. باید کاری کرد که دیگه اهمیتی نداشته باشن. من به تاریخ اعتقاد زیادی دارم. با تمام دروغ هایی که با خودش داره ولی ایمان دارم که میتونه کمکمون کنه تا حال رو بهتر بشناسیم. ما نتیجه ی تاریخ هستیم. میدونین. حال و گذشته دو موضوع جدا از هم نیستن بلکه یکی هستن. تاریخ رو میخونیم تا حال رو بهتر درک کنیم. میدونین... هیچی ولش کن. به هرحال. باید جلو رفت چون چاره ی دیگه ای نیست.
یه مشکل دیگه ای هم که هنوز دارم اینه که من هیچ هویتی ندارم. واقعا کی هستم. اصلا چه اهمیتی داره. من هرکسی میتونم باشم ولی خوب کی؟ چه نقشی رو بازی کنم؟ خودم که وجود ندارم. نمیتونم خودم باشم. هیچ منی وجود نداره چون هیچ تعصبی وجود نداره. آزادی مطلق. کی گفته آزادی خوبه. من هیچ هویتی ندارم. نه زیبا هستم، نه پولدار هستی، نه باهوش هستم، نه پرتلاش هستم، نه منطقی هستم و نه هیچ چیز دیگه ای. هرچی هم که باشم فردا عین آب خوردن اون خصوصیت رو از دست میدم پس من حقیقتا هیچ هویتی ندارم. اسمم خیلی وقته که رها کردم. وقتی میگم یه کسی یعنی دیگه مهم نیست من کیم. یه کسی که هرکسی میتونه باشه. خوب میشه که بشه برم سربازی. اونجا یکم قانون و دستور هست که بشه ازش تبعیت کرد. میدونین. دیگه حتی به قدرت هایی که داشتم هم اطمینان ندارم. یه زمانی فکر میکردم انسان با اراده ای هستم ولی دیگه مهم نیست. یه زمانی فکر میکردم نابغه ام ولی خوب که چی.




نوع مطلب :

لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 4 آبان 1395
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 06:41 بعد از ظهر
As the admin of this website is working, no doubt very soon it will be famous, due to its feature contents.
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:03 بعد از ظهر
I'm truly enjoying the design and layout of your site.
It's a very easy on the eyes which makes it much more pleasant for me to come here and visit more often. Did you hire out a designer to create your theme?
Fantastic work!
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:24 قبل از ظهر
Hi there to all, how is the whole thing, I think every one is
getting more from this web page, and your views
are nice in favor of new users.
شنبه 19 فروردین 1396 05:19 بعد از ظهر
Hi there, its good paragraph on the topic of media print, we
all know media is a fantastic source of facts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر