تبلیغات
به سوی آینده - لطفا با من حرف بزنین، آیا هدفم درسته؟
 
به سوی آینده
داستان پیشرفت یه کسی
درباره وبلاگ



نظرسنجی
چه دیدی نسبت به من پیدا کردید؟











صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام.
"به سوی آینده"! چرا این اسم رو گزاشتم؟ این سوال رو همین چند لحظه پیش از خودم پرسیدم و یه جواب بی خود به خودم دادم و گفتم:
من نمیخوام آینده رو بسازم، آینده جزوی از امروزه و از این جفنگیات. بزارین صادق باشم. من میخوام آینده رو بسازم. آینده و هرچیزی که توی دنیا وجود داره رو میخوام بسازم. میخوام تکاملش بدم و بهینه سازیش کنم، هرچیزی رو که فکرش رو بکنین اما نه به روش خودم. درواقع این روش من نیست. من مثل دیگر انسان های کمالگرا، خودکامه یا دیکتاتور نیستم که بخوام همه چیز به روش من باشه. من به روش خودم جلو میرم چون انتخواب دیگه ای ندارم ولی روش من دین آیینی نیست که برای همه تدارک دیده شده باشه. من میخوام دنیا رو چوری تنظیم بکنم که هرکس بتونه روش و شیوه ی خودش رو داشته باشه. میخوام بهم بگین که آیا اشتباهه که بخوام به مردم قدرت بدم؟ قدرت اینو بدم که اون چیزی رو که واقعا میخوان انتخواب کنن. ممکنه چیزی رو که میخوان رو داشته باشن ولی چی میشه اگه قدرتی رو بهشون بدم که بتونن چیزی رو که واقعا میخوان رو داشته باشن. من نمیدونم چی میخوان و اینو خودشون انتخواب میکنن اما آیا اشتباهه که من قدرتی رو توی جامعه پخش کنم که مردم بتونن راحت چیزی رو که میخوام بدست بیارن، هرچیزی که فکرشو بکنین. نمیخوام بگم هدفم درسته و فقط میخوام بچرسم که آیا هدف درسته؟ لطفا با من حرف بزنین.




نوع مطلب : دنیای آرمانی من، 

لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 شهریور 1395
چهارشنبه 11 اسفند 1395 10:56 قبل از ظهر
سلام.احسنت می دونی من از فکرت خوشم میاد بلندنظری واهل تغییر و این حرکت وتغییر نشان یک ادم زندست . به نظرم تا انسان ها فکرشون عوض نشه هر زمینه سازی هم واسشون بکنی بی فایده است چون گند می زنن بهش میره مثل یک دانه یا بذری که افت خورده وکشاورز می خواد تلاش کنه اون بذر تبدیل به یک گیاه یل درخت و...بشه .با یک درون خراب تغییر حاصل نمیشه اولین کاری که باید بکنی فکر و درون انسان رو باید اصلاح بکنی اگر موفق شدی اونوقت می تونی بدون هیچ زحمتی بشینی گوشه ای ورشد کردن اون بذر وجودشون رو ببینی وببینی که چگونه قدرتمند شدن .فکر درست زندگی درست واقتدار میاره. مردم توهم بسیار دارن و به خاطر همین توهمات وشک ها محبت به هم ندارن .وایا میشه گفت تعریفی که از قدرت دارن با تعریفی که تو توی ذهنته زمین تا اسمون فرق داره ..مطلبی ازت خوندم درباره فلسفه ،می دونی مشکل ما چیه مشکل فلسفه اینه که نتونسته اون طور که باید خودشو به مردم معرفی کنه واین کم کاری اهل فلسفه است و...اگر مردم فیلسوف بشن فکرشون اصلاح میشه فیلسوف شدن یعنی سالم فکردن یا بگذارید بگویم اندیشیدن .در فلسفه ما دو نوع فکر داریم فکر معاش وفکر کلی وعقلایی عقل معاش همین فکرکردن ها در رابطه با خوردن خوابیدن واقتصاد و..است ولی عقل ی اندیشیدن تناسب وارتباط برقرار کردن با انرژی ووجود هستی است یعنی وجود من انسان با وجود وعقل هستی یکی میشه من از خودم می پرسم چرا خلق شدم ووقتی هدف خلقت ووجودم رو درک کردم معیشت خودم رو بر مبنای دلیل خلقت وهدفم پای ریزی می کنم این یعنی فلسفیدن ودرست زندگی کردن فکرهای سطحی همه گذرا هستند وجاوید نیستند ارتباط با جهان هستی وانرژی های ماورایی است که جاوید می مونه و من خودم رشتم فلسفه و کلامه و اکنون از رشتم راضیم نه اینکه استادهای خوبی داشتم نه از اینکه خودمو وصل کردم به دنیایی که فلسفه از من می خواست دنیای حقیقی دنیایی که من بودم وخدا که وجودم از اون بود
MJ Sarvariyanسلام.
چیزی که گفتین حقیقت خالص هست ولی علاوه بر این به نظرم ضعف، نارسی ها و اشتباهات (و هرچیزی که بهش میگیم) فقط از تفکر نیست (هرچند بخش قابل توجهی همینطوره) و به عنوان مثال من تصور میکنم رواج تنبلی و کم کاری بیشتر بخاطر مسایل فیزیکی و جسمی باشه. و منظور من از قدرت هرچیزی هست که به فرد اجازه بده به خواسته اش برسه که میتونه به طرز تفکر، یه علم، یه تکنولژی، یه توانایی فیزیکی و یا هرچیزی باشه. مردم هم لازم نیست لزوما همین تعریف رو بدونن و قبول داشته باشن؛ همین که ازش استفاده کنن کافیه. چیزی ک موجب بزرگی و اتحاد بین ملت های جهان اول میشه بنظرم همینه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر